تبليغاتX
آواز ققنوس - تنبل شدم

آواز ققنوس

اندکی عاشقانه تر زیر باران بمان ، ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کند.
تنبل شدم
 

هيچ ها را از ميان برخواهم داشت

 

وعبورخواهم كرد از اين همه اندوه

 

آن گاه مي توانم كمي شانه هايم را از اين همه خمودگي در آورم

 

آموخته ام كه شانه هايم هيچ گاه نبايد تكيه گاهي داشته باشند

 

خستگي ها را هم بايد به دوش كشيد

 

هيچ پناهگاهي نيست براي كمي آسودگي

 

اين جا گذري است كه آمد وشد فراوان دارد

 

اما فقط گذر است وبس.

 

 

 اصل مطلب : میدونی چیه؟

بازم باید به فکر یه راه علاج واسه خودم باشم

بدجوری تنبلی تو سلولای تنم رخنه کرده

حسش نیست !!!! 

شاید فردا ... نه ! احتمالا پس فردا

من تنبلی نــــــِـــــــمی خــــــــــــــــــــــــــــــوام 

راه علاج سراغ نداری؟!

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت20:36توسط آفرینش |