چند روزه بدجوری ذهنم درگیره
یه قلب ، یه دل مگه چقدر جا داره که بخواد مهر همه رو توش جا بده؟!
خدا با اون خداییش نمی تونه وجود یکی دیگه رو تو دل عابدش تحمل کنه .. جاش تنگ میشه !
محض همینه که وقتی معبود الهی شناخته میشه دیگه معبود زمینی اون رنگ و لعاب خودش رو از دست میده
کسایی که می تونن مهر همه رو بدی ها و خوبی های همه رو یعنی ! به ظن خودشون توی دلشون داشته باشن چیزی جز دروغ و خیانت و تظاهر نیست
این مهر و این ابراز علاقه و این مددجویی فقط تظاهره ! فقط دروغه ! که اگر واقعیت داشته باشه یه عادته!
یه عادته که اون مهر واقعی رو ذره ذره از احساس عمیقش خارج کرده و به یه تظاهر سطحی مبدلش کرده
میدونین ؟! علاقه مثل یه بسته می مونه؛ در هر شان و مقامی که ازش خرج بشه تموم میشه و چیزی ازش نمی مونه
اگر در مقام دوستی خرج بشه ، در صورتیکه برای یک نفر باشه مبدل به یه دوستی خیلی خیلی عمیق و دلچسب میشه . اما اگر بین همه آدما به عنوان دوست خرج بشه یه دوست واقعی که از عمق جان مایه بذاره و تا واو حرفات رو گوش کنه و حتی بند بند تنش رو به نام تو سند زده باشه پیدا نمیشه که نمیشه . حالا هرچی هم بگو من کلی دوست دارم همه هم خوب ولی این کلی هیچکدوم اونجور دوستت نیستن ! باور کن ولت می کنن . باور کن براشون یه ابزار لحظه ای هستی تا تخلیه روانی بشن !
اگر در مقام محبت متاهلی خرج بشه .. اگر این محبت رو دائم در گرو ادمای متعدد قرار بدی - جز اون کسی که لایق این محبته - وقتی نوبت به اون فرد اصلی میرسه چیزی جز عادت مصرف این علاقه و چیزی جز تظاهر نداری که بهش تقدیم کنی ! واسه همینه که گذشتت تو زندگی میاد پایین و راحت حرف از جدایی میزنی و احتمالا راحت هم جدا میشید چون هم خودت تظاهر به علاقمندی کردی هم اون شریکت با عمق وجودش نتونسته این علاقه و محبت رو درک و ضبط کنه !
تویی که میگی الهی قربونت برم ! تویی که میگی جونمو برات میدم ! تویی که میگی الهی بمیرم برات و ... همین الان بهت زنگ میزنن که فلانی ( همونی که این حرفارو براش بلغور کردی) به یه قلب نیاز داره و داره میمیره و آیه نازل شده که قلب تو باید باشه ؛ واقعا قربانیش میشی؟!
نه بذار یه شرط دیگه رو هم بذارم : آیه اومده که قلب تو باید باشه و هیچ تضمینی برای بخشش گناهانت یا اینکه دستگیری ازت تو دنیا و آخرت از خودت و وابستگانت بشه و یا حتی یه ثواب کوچک داشته باشه که ۱۰۰٪ نداره ( به نوعی خودکشی محسوب میشه دیگه ) بازم حاضر میشی قلبتو تقدیمش کنی؟
بذار ببینم ...
باید یکم حلاجیش کنم ...
شاید اگر تمام مهرتو تو وجود فقط یه نفر کاشته بودی ، الان تمام اون مهر دیگه به ثمر نشسته بود و دیگه تویی وجود نداشتی جز یه جسم خاکی پس قلبتو حتما تقدیمش می کردی ؛ اما روزانه چند بار این اراجیف رو برای چندین نفر بلغور می کنی؟
شاید میگی فقط حرفه ! اما این حرفا این مزخرفاتت داره زندگی هارو نابود می کنه . داره توی روح چندنفری رخنه می کنه و وقتی می خواد جوونه بزنه از سرما خشکیده میشه ! داره ارتباطات واقعی و حقیقی رو تکه تکه می کنه
همه اینا به نوعی خیانته
خیانت به ذات خودت و خیانت به فردی که مورد مهرورزی قرارش میدی
مهربونی و مهرورزیدن به همه حد و حریم داره ، مرز و حصار داره ، شاید حتی نباید فراتر از یه لبخند بره این مهرورزی ها . . .
توضیحات اضافه : نگو هر کسی جایگاه خودش رو داره ! دل قفسه کتاب یا ترمینال نیست که جایگاه جایگاه شده باشه .. جز مهر و محبت خداوندی و مهرهای خونی (پدر و مادر و خواهر و برادر و خویشان خونی در حد فقط همین مرحله ) که در ذات وجود آدمیه دیگه جایگاهی وجود نداره !!!
پ.ن۱ : منظورم شخص خاصی نیست ! خودتو نگاه کن
پ.ن۲ : روی پست نظر بده ، دفاعیه ات رو بذار واسه دادگاهی که با دل و فکر خودت داری !
پ.ن۳ : اونی که باید .... من شرمنده ام
پ.ن۴: اجازه نظر دادن روی " پ.ن۳ " رو ندارید ! کاملا شخصیه


