راستیاتش ۲پست را پیش از این ثبت موقت نموده ایم چون گویا کسی جز خودمان حال مارا درک نمی کند ! مگر شاید بتوانیم رو در رو ایشان را حسابی شیر فهم بنماییم !
در حقیقت به اصطلاح چیزی (نه از آن به اصطلاح چیزهایی که در اثر قصور در بیان در مناظره ها می گفتندا ) اعصبمان را به هم ریخت و یک پست ملایم در وصفش نوشتیم اما باز بهتر را در آن دیدیم که جزو ثبت موقتها بماند تا فقط به یاد داشته باشیم که چگونه عصبانیتمان را بر سر کیبورد زبان بسته خالی نموده ایم !
یک مورد دیگر نیز مدتی بر اعصابمان رژه می رفت و خواستیم بحثی در وبلاگ راه بیندازیم که باز مصلحت خویش را در آن دیدیم که با بحث کردن با ربات هایی که حرف در کله به ظاهر پر مغزشان صد البته ! و شاید مغزهای شست و شو داده شان! فرو نمی رود بیش از این اعصاب و افکار نازنینمان را مخدوش ننماییم !
حالا هم خواستیم وبلاگ را گرد گیری بنماییم و اشاره ای به سخنان ناگفته مان کنیم که مبادا حقی از ایشان زایل شود !
پ.ن۱: به شدت در دلتنگی به سر میبریم و دلمان اندازه دل یک مورچه برایش تنگ شده است !
پ.ن۲ : چگونه این دو هفته را به پایان برسانیم؟! این نیز خواهد گذشت؟!
پ.ن۳ : انشالله که فرقی بین دلتنگی و دل گرفتگی قائل خواهید شد !! مبادا پست قبل را اشتباها" بر فرق سرمان بکوبید ;)
پ.ن۴ : توجه کرده اید تا به چه حد این نوشته متفاوت نگاشته شده بود؟!
پ.ن۵ : بی شک از اثرات خط خطی بودن اعصاب و نیز دلتنگی ست !!!

