دلم تنگ شده است برای خیلی چیزها
برای مامانم و گفتن مامانی !
برای جَوِ آرام شهر و شب ساعت ۹-۹:۳۰ برگشتن به خانه!
دلم تنگ شده است برای حرفهای پیش از مقوله و معضلِ ! انتخابات
دلم تنگ شده است برای آرامش.
برای جوک هایی که دردمان را در لفافه می گفت اما لبخندی هرچند تلخ بر لب می نشاندند.
دلم برای سکوت تنگ شده است!
دلم برای دوست داشتن تنگ شده است!
دلم برای اس ام اس های هر روزمان تنگ شده است !
دلم برای او تنگ شده است ...
گرچه ! این مدت عقده های بسی کثیر را از دل باز کرده ام و به برخی، حرفای مگویم را گفته ام ! اما
دلم برای روزهایی که به خود فشار می آوردم که این حرفها مگو هستند و نباید گفته شوند تنگ شده است !
دلم برای غرور ایرانیمان تنگ شده است !
دلم برای جوک های فضاپیمای امید هم تنگ شده است !
دلم برای امید و آرزوهایمان هم تنگ شده است!
دلم برای غر زدن های روزمره تنگ شده است!
دلم برای احوال پرسی های به دور از پس لرزه های انتخابات تنگ شده است !
دلم برای پرچم سه رنگِ قدیمیمان که بی هیچ شعاری بر قله افکارمان بود تنگ شده است !
دلم از زمین و زمان تنگ شده است !
دلم از ایرانی بودن تنگ شده است !
دلم از نبود خیلی هایی که بودند تنگ شده است !
دلم از این همه شعار تنگ شده است !
دلم از این همه دعوا و ستیز هم تنگ شده است !
دلم آرامش سابق، هرچند سکوت پیش از طوفان بود .. اما همان را می طلبد که می ارزد به اینهمه دلتنگی !
دلم ایران را می خواهد !
دلم آزادی و امنیت، هرچند ناچیز را می خواهد...
دلم گذشته را می خواهد !
دلم گذر سریع زمان و رفع و رجوع شدن اوضاع را می خواهد
دلم ...
پ.ن۱ : ...
پ.ن۲ : ...
پ.ن۳ : "او" ...


