تبليغاتX
آواز ققنوس - تعطیلات تابستانی

آواز ققنوس

اندکی عاشقانه تر زیر باران بمان ، ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کند.
تعطیلات تابستانی
 

خب مثل اینکه دیگه شروع شد.

من حوصله ام سر رفتههههههههههههههه

بر خلاف هر تابستون که هیچ وقتِ آزادی نداشتم و سرگرم کلاس رفتن ( کلا در رفت و آمد وقتم میگذشت ..سودش همین بود که وقته میگذره ! ) بودم واسه این تابستونه هیچ برنامه ای ندارم !

تابستون پارسالم هم که همش تو رفت آمد شیراز به یزد و یزد به شیراز و .. سپری شد بی هیچ سود فکری !

امسال که دیگه هیچ برنامه ای ندارم چکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

می خواستم یه کلاس خاص ثبت نام کنم و ترم تابستونی بگیرم که ترم تابستونیه نشد کلاسه هم دیگه این موقع ثبت نامم نمی کنن :(

دلم یه چیز نو می خواد . یه چیز جدید و تازه یه چیزی که از این روزمرگی خلاصم کنه .

خدارو شکر فقط برنامه یه مسافرت ۴-۵ روزه رو دارم اونم به جایی که ۷-۸ سالی میشه نرفتم و هر سال بیشتر از قبل دلم هواشو میکرد

اگر امام رضا از طلبش بر نگرده و منصرف نشه می خوام برم پابوسش .

شاید این سفر برام چیزای نو و جدید داشته باشه .. امیدوارم !

انشالله روزی شما ...

ولی علی الحساب با این بی حوصلگی و روزمرگی چکار کنم؟؟؟

بازم دنبال تحول می گردم !

شاید برم کارت کتابخونه امو تمدید کنم و خودمو با کتاب خفه کنم ...

ولی اینم که مثل هرساله ! نمیشه یه چیزی پیش بیاد که خوشایند و متنوع باشه؟!

از نت خسته شدم ! از بعضی آدما و رفتاراشون و حرفاشونو پیشامدا خسته شدم .

دلم می خواد یه مدتی نیست و غیب بشم و انقدر سرم شلوغ شه و یه دنیا کار هوار شه رو سرم که اصلا سراغ این محیط مجازی نیام. از بیکاری! خسته شدم. از خستگی هم خسته شدم .

چجور بعضیا می تونن فقط بخورنو بخوابنو علاف ( الاف ) بگردن؟! حوصله شون سر نمیره؟ افکار چرند و چار به مغزشون هجوم نمیاره؟ البته احتمال میدم شاید اصلا مغزی نداشته باشن :D

حوصله ام سر رفتههههههههههههههه

زیرشو هم کم کردما .. نمکشم زدم تازه ولی همچنان داره سر میره .. اجاق رو نمیشه خاموش کنم .. چکار کنمممممم؟

 

 

پ.ن۱ : شاید باز باید تفاوت با خود - اما از نوعی دیگر -  را تجربه کنم .

 پ.ن۲ : الان جماعت چه رنگین؟!

 

"""" خدایــــــــا بازم شکرت """""

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 9 تیر1388ساعت22:9توسط آفرینش |